کاربر گرامی  این مقاله چکیده ای  از مقاله ای  با همین  نام است که منبع آن در  انتهای همین  مقاله  ذکر  شده  است  برای  خواندن  متن کامل  مقاله  لطفا  به  منبع  ذکر  شده  رجوع کنید .باتشکر                                                                                                                                                                         امتحان ، کلمه ای است از ریشه محن که به معنی در رنج افتادن است. بی دلیل نیست که همه ما در هر سنی باشیم ، با شنیدن نام امتحان ، دچار اضطرابی پنهان می شویم و در شرایط مختلف احساس می کنیم امتحان ، بر ذهن و روح و دانش ما اثر منفی گذاشته است. با این حال ، از دیرباز ، امتحان ، روشی استاندارد و رایج برای ارزیابی دانش افراد در زمینه های گوناگون بوده است. این که امتحان چگونه برگزار شود و این ارزیابی ها ، از چه طریقی صورت بگیرند ، از مباحث قابل طرح و بررسی در عرصه آموزش است. درواقع ، امتحان به ذات خود امر مفید و لازمی است که بر مبنای آن می توان به سنجش نتایج آموزش پرداخت ، اما تردیدی نیست که برای رسیدن به این هدف ، برگزاری امتحان به شیوه های مرسوم و شناخته شده ، تنها راه حل نیست. این که چه روشهای دیگری را می توان جایگزین روشهای سنتی امتحان کرد، بحثی است که باید از سوی سیاست گذاران آموزشی مورد توجه قرار گیرد ؛ اما در شرایط فعلی که هنوز تا تغییر کامل شیوه های مرسوم و ابداع شیوه های جدید راه زیادی باقی است. باید برای شرایط موجود برگزاری امتحان فکری کرد. فکری که در نهایت ، وضعیت سنجش دانش آموزان و شرایط روانی برگزاری امتحان را بهبود بخشد.

....


دانش آموزان ، مهمترین گروهی هستند که به طور مستمر با پدیده امتحان سر و کار دارند اماآنچه بیشتر از خودآزمون برای دانش آموزان معنا و اهمیت دارد، نتیجه امتحان است که در شرایط مرسوم آموزشی کشور ما، اغلب از طریق نمره ، تعیین می شود. نمره ، در آموزش و پرورش کشور ودر فرهنگ سنتی یادگیری ما، مهمترین ملاک سنجش توانایی های فرد است ؛ تا جایی که تکیه و تاکید بیش از حد بر آن باعث شده است جنبه های دیگر توانایی دانش آموز کاملااز یاد برود، یا نادیده گرفته شود. اضطراب امتحان ، باعث می شود بخشی از توانایی های فرد، به حالت غیرفعال دربیاید. نادیافخاری(روانشناس) می گوید: «بسیاری از افراد به دلیل اضطراب امتحان ، معلومات خود را از یاد میبرند، یا نمی توانند به طور درست از آن استفاده کنند. در نتیجه ، بخشی از ارزش ارزیابی امتحان ، به این طریق زیر سوال می رود.با این که معلمان و روانشناسان ، هر دو به این امر اذعان دارند ، ولی همچنان از نمراتی که از این امتحانات به دست می آید ، به عنوان عامل سنجش دانش آموزان استفاده می شود.تغییرات اعمال شده در نظام آموزشی و تلاشهایی که برای ابداع شیوه های جدید ارزیابی دانش آموزان انجام گرفته است ، منجر شده است بینش معلمان درباره نمره بسیار متحول شود. با این حال ، هنوز برخی معلمان ، از نمره به عنوان یک ابزار، استفاده می کنند.یک دبیر تاریخ می گوید: «بعد از برگزاری امتحان ، ما تازه با یک مشکل تازه مواجه میشویم ، آن هم شرایط حساس روحی دانش آموزانی است که به خاطر چند نمره ، دچار بحران می شوند. راهروهای مدرسه ، پس از تصحیح اوراق ، پر از بچه هایی است که به هر شکل شده ، می خواهند نیم نمره به نمره شان اضافه شود.دانش آموزان ، مهمترین دلیل این حساسیت را برخورد معلمان و خانواده هایشان می دانند. آنها معتقدند خانواده ها ومعلمانشان بر مبنای نمره درباره آنها قضاوت می کنند.تردیدی نیست که بسیاری از نمره های بالای درسی ، بدون پشتوانه علمی لازم به دست می آیند و بسیاری افراد با نمره های متوسط، از حد مطلوبی از دانش و توانایی برخوردارند. در مقابل ، بسیاری از خانواده ها ریشه این حساسیت خود را به عوامل فرهنگی بیرونی نسبت می دهند. مادر یک دانش آموز که خود تحصیل کرده رشته روان شناسی است ، می گوید: «خود من بسیار نسبت به نمره حساس هستم ، چون فکر می کنم ارزیابی خارجی جامعه ما در مقاطع مختلف در نهایت براساس نمره است. اگر فرزند من بر اثر بی توجهی و بی دقتی ، نمره ای را از دست بدهد، کسی شرایط او را نمی سنجد. در واقع ، این نمره است که به جای دانش او حرف می زند
با در نظر گرفتن همه این عوامل و عوارض ، به نظر می رسد تغییر در این نوع نگاه ، باید همه جانبه باشد. از سویی ، نظام آموزشی با ایجاد ملاکهایی موثر و کارآمد در ارزیابی دانش آموزان باید از این فشار کم کند و از سوی دیگر ، فرهنگ عمومی جامعه باید نسبت به این امر ، برخورد مناسب تری در پیش بگیرد. با ایجاد چنین تعادلی می توان انتظار داشت دانش آموزان در شرایطی امن تر و آسوده تر ، به یادگیری بپردازند و این یادگیری موثرتر و مفیدتر صورت بگیرد.

خواندن نظرات شما عزیزان مایه دلگر می ما می شود :

منبع : http://www.zibaweb.com