نتایج پژوهشها نشان می دهد که معلمان نسبت به گذشته، اطلاعات بیشتری در زمینۀ چگونگییادگیری مغز دارند. آنچه معلمان درباره مغز یاد می گیرند به آنان کمک می کند تا به طور اثر بخشیبه دانش آموزان تدریس کنند . کین، جی و کین، ر. ( 1990 ) در پژوهش خود دوازده اصل را
برای کاربرد یادگیری مبتنی بر مغز در کلاس ذکر می کنند :

.....


1. مغز پردازشگری موازی است.
2.یادگیری همۀ فیزیولوژی بدن را درگیر می کند.
3. جستجوی معنا امری فطری است.
4. جستجوی معنا از طریق الگو سازی 1 اتفاق می افتد.
5. عواطف در الگو سازی نقش حیاتی دارند.
6. هر مغزی به طور همزمان اجزا و کل را درک وخلق می کند.
7. یادگیری مستلزم توجه کانونی و ادراک پیرامونی است.
8. یادگیری همواره فرایند هوشیار و نا هوشیار ذهنی را درگیر می سازد.
. 9. دو نوع سیستم حافظه وجود دارد :سیستم حافظه فضایی 2 و سیستم حافظه طوطی وار 3
10 . زمانی که حقایق و مهارتها در سیستم حافظه فضایی جای داده می شوند، مغز بهتر درک
می کند و به یاد می آورد.
11 . یادگیری از طریق چالش تقویت و با تهدید و ترس متوقف می شود .
12 . هر مغز منحصر به فرد است .
هر گاه آموزشهای کلاسی متناسب با مغز دانش آموزان باشد به احتمال زیاد دانش آموزان ،قادربه یادگرفتن خواهند بود .

پاتریشیا ترجمه ابوالقاسمی ( 1382 ) می نویسد: بسیاری از دانش آموزان در درسها نمرات خوب می گیرند، اما اقرار می کنند که هرگز از آنچه یادگرفته اند، استفاده نکرده اند؛ چون بیروناز محیط، آموزش دیده اند. در واقع ما دانش آموزان را مجبور به حفظ مطالب بی معنا می کنیم.در حالی که یادگیری فرایند ساختن شبکه های عصبی است. افراد در طول زندگی خود شبکه هاییرا در قشر مغز خود می سازند؛ این شبکه ها دارای اطلاعات بسیار درباره انواع مفاهیم هستند. مغز
این شبکه ها را از سه راه می سازد:
تجربه عینی: مواجهه مستقیم با پدیده ها و ایجاد شبکه ای که از طریق ارتباط فیزیولوژیک واقعی میان نورونها ذخیره می شود.
یادگیری نمادین: استفاده از نمادها یا سمبلهای اشیاء واقعی، سطح دوم یادگیری است.
این شیوه مفهوم پرباری را که در یک تجربه عینی وجود دارد، به مغز دانش آموز نمی آورد و درنتیجه معنای کمتری دارد.
یادگیری نظری: در این سطح یادگیری صرفاً از طریق اطلاعات نظری و عمدتاً، کلمات واعداد شکل می گیرد.
همان گونه که ملاحظه می کنید یادگیری در اثر بخش ترین شکل خود از طریق تجربه عینی حاصل می شود. در واقع یادگیری سازگار با مغز به واسطه تجارب عینی به دست می آید. با این حال نظام آموزشی عمدتاً سطح سوم را برای یادگیری دانش آموزان فراهم ساخته است؛ یعنی مواجهه با اطلاعات نظری، کلمات و اعداد.

خلاصه ای از مقاله محمود تلخابی

خواندن نظرات شما عزیزان مایه دلگرمی ما می شود:

 

باتشکر از منبع:          www.sid.ir