علم پژوهش در جامعه ایران اسلامی به ویژه در آموزش و پرورش علاوه بر اصول، روش و ابزارهای پژوهش، دارای الزاماتی است که بدون آن امکان انجام تحقیقات و شناخت دقیق مسائل وجود نخواهد داشت.

یکی از این الزامات زمینه سازی بستر ساختار فرهنگی در هر جامعه و نهاد می باشد به نحوی که اشاعه فرهنگ علمی و پژوهشی در نهاد آموزش و پرورش منجر به بهبود در سرعت بخشی به پژوهش های آموزش و پرورش گردد.

 ....

 


 

علم پژوهش در جامعه ایران اسلامی به ویژه در آموزش و پرورش علاوه بر اصول، روش و ابزارهای پژوهش، دارای الزاماتی است که بدون آن امکان انجام تحقیقات و شناخت دقیق مسائل وجود نخواهد داشت.

یکی از این الزامات زمینه سازی بستر ساختار فرهنگی در هر جامعه و نهاد می باشد به نحوی که اشاعه فرهنگ علمی و پژوهشی در نهاد آموزش و پرورش منجر به بهبود در سرعت بخشی به پژوهش های آموزش و پرورش گردد.

پژوهش در این گزارش به عنوان یک پدیده اجتماعی در نظر گرفته می شود که وضعیت جامعه و رویکرد و نگرش افراد می تواند موجب شکوفایی و توسعه پژوهش گردد.

بنابراین باید به عوامل فرهنگی موثر بر پژوهش توجه نمود و آن را جدی گرفت.

بخش نخست این گزارش به عوامل فرهنگی موثر در جامعه و نهاد آموزش و پرورش پرداخته است و در بخش دوم دلایل عدم کاربست یافته های پژوهشی بیان شده است.

عوامل فرهنگی موثر عبارتند از:

▪ صداقت و شفاف گویی در اعلام نتایج پژوهش ها

رازداری در کار پژوهشی اشتباه است. صاحبان فکر و اندیشه باید در بستری آزاد نتایج پژوهش های خود را بدون هیچگونه ترسی ارائه کنند و بدون توجه به سلایق و سیاست های مسئولان به طور شفاف نتایج پژوهشی خویش را برای اصلاح امور تعلیم و تربیت به جامعه علمی آموزش و پرورش ارائه نمایند.

▪ اعتماد و اطمینان افراد به یکدیگر

در جامعه و به ویژه جامعه فرهنگی، اعتماد و اطمینان دو طرف موجب می شود که پژوهشگران به راحتی اطلاعات لازم را کسب کرده و آن را در فضای علمی رد و بدل کنند.

▪ فاصله از قدرت و افراد

این بدان معنی است که پژوهشگر باید برای جلوگیری از دخالت ارزش ها و پیش داوری ها در نتایج علمی از مراکزی که سیاست های اصلی را تعیین می کنند دوری نماید تا نتایج آنگونه که باید و شاید علمی باشد و تحت تأثیر نظرات و سیاست های مسئولان تغییر نکند.

▪ دوری از تقلید گرایی

در پژوهش های علمی علاوه برادبیات علمی باید مسائل بومی را نیز توجه کرد و نباید در تحقیقات علمی پژوهشگر تقلیدگر محض باشد و تمامی یافته ها و راه های رفته کشورهای توسعه یافته را بدون هیچ تغییری بپذیرد.

▪ دوری از تعصب

دوری از تعصب و عقاید قالبی در پژوهش های آموزش و پرورش بسیار مهم است. باید پذیرفت که نتایج علمی ابطال پذیرند و در شرایط دیگر و در زمان و مکان دیگر شاید نتایج تغییر یابند باید به دستاوردهای خود همیشه با چشم متغیر نگاه کرد که شاید قابل تغییر باشد.

▪ دوری از تقدیر گرایی

برای توسعه تحقیقات از تقدیرگرایی دوری کرد زیرا که تفکر <هرچه پیش می آید درست است و خوب است> موجب دوری از تحقیق و جستجو می شود.

▪ دوری از پول محوری

آنچه مسلم است در تحقیقات برآورد هزینه بسیار مهم و جدی است ولی نباید هدف از انجام پژوهش صرفاً به دست آورد درآمد باشد مخصوصاً در آموزش و پرورش این مورد از جایگاه بالایی برخوردار است.

▪ اهمیت دادن به تحقیق و پژوهشگر

باید در نهاد آموزش و پرورش پژوهشگر جایگاه بسیار رفیعی داشته باشد که هیچ کس به راحتی به او امر و نهی نکند و احترام او را حفظ نماید.

▪ شایسته سالاری و تخصص گرایی در پژوهش

پژوهشگر باید یک فرد متخصص بوده و در زمینه کار مشخص شده تجربه کاری داشته باشد و یک پژوهشگر به تمام معنی باشد به طور مسلم هر فرد دانشگاه رفته ای قادر به انجام تحقیقات نخواهد بود.

▪ نتایج تحقیقات محور برنامه ریزی باشد

نتایج تحقیقات باید پایه و اساس برنامه ریزی ها باشد و به طور جدی مورد توجه قرار گیرد.

پژوهش کردن نه یک فعالیت تجملی، بلکه یک ضرورت برای برنامه ریزی قلمداد شود.

آنچه مسلم است می توان عوامل بسیاری را برای بسترسازی فرهنگ توسعه پژوهش در آموزش و پرورش عنوان کرد ولی با توجه به شرایط و وضعیت موجود در جامعه و نهاد آموزش و پرورش به نظر می رسد موارد ذکر شده از مهمترین موارد هستند.

▪ دلایل نبود کاربست یافته های پژوهشی در آموزش و پرورش

بدون تردید، مهمترین عامل پیشرفت و توفیق فزاینده بشر در آغاز هزاره سوم اهمیت دادن به فرآیند تحقیق و استفاده بهینه از یافته ها در عرصه های مختلف دانش و تکنولوژی است.

با این همه در بسیاری از کشورها از جمله ایران، نگرانی های قابل توجهی در زمینه نبود ارتباط مناسب میان تحقیقات و تصمیمات در حوزه های مختلف به ویژه در تعلیم و تربیت و برنامه ریزی درسی وجود دارد.

از یک سو محققان از نبود توجه به نتایج پژوهش ها در فرآیند تصمیم سازی شکایت دارند و از سوی دیگر تصمیم گیرندگان و برنامه ریزان به نارسا بودن و یا در دسترس نبودن پژوهش ها در هنگام تصمیم گیری تاکید دارند.

در عین حال، امروزه در سراسر جهان این امر نیز به عنوان یک واقعیت پذیرفته شده است که از دانش و یافته های ارزشمندی که توسط مجامع پژوهشی تولید می شود، می توان استفاده بیشتری به عمل آورد.

شواهد بسیار زیادی وجود دارد که نشان می دهد میان اطلاعات حاصل از پژوهش ها و تصمیم گیری برای تدوین، اجرا و ارزشیابی شکاف و فاصله زیادی وجود دارد.

به دلیل محدودیت منابع و اعتبارت پژوهشی از یک سو و بی توجهی تصمیم سازان به یافته های پژوهشی از سوی دیگر و همچنین نبود اعتماد کافی به صداقت یا صحت گفتار، تخصص و صلاحیت علمی محقق از موانع مهم به شمار می روند.

علاوه بر مطالبی که ذکر شد، موانع دیگری در کاربست پژوهش ها وجود دارد که می توان به موارد زیر اشاره کرد.

موانع مرتبط با جهت یابی پژوهش ها

نوپا بودن فرآیند پژوهش و برنامه ریزی در مراکز اجرایی

موانع تعامل محققان و تصمیم گیرندگان

موانع مرتبط با کیفیت پژوهش ها

عرضه نشدن مناسب نتایج پژوهشی به مسئولان و برنامه ریزان کشور

بی توجهی به نیازها و اولویت های اساسی در امر پژوهش

نبود ارتباط میان موضوعات و عناوین پژوهشی و نیازهای واقعی مراکز اجرایی

استفاده از رویکرد موضوعی برای بیان و تعریف مساله از سوی پژوهشگران دانشگاهی به جای رویکرد مساله شناسی یا آسیب شناسی

ارائه نتایج و توصیه های پژوهشی به صورت کلی، مبهم و نامناسب و غیرمرتبط با محتوای پژوهشی

میزان و حدود اختیارات تصمیم گیرندگان و مجریان در کاربست نتایج پژوهش ها

محدودیت مالی و دسترسی نداشتن به نیروی انسانی متخصص

نبود ارتباط میان موضوعات و عناوین پژوهشی و نیازهای واقعی سبب می شود که محافل پژوهشی و برنامه ریزی، هریک جدا و منفک از دیگری فعالیت خود را دنبال کنند، از این رو بخش مهمی از منابع و اعتبارات پژوهشی صرف موضوعاتی می شود که از حساسیت و اهمیت لازم برخوردار نیست و یافته های حاصل نمی تواند در چارچوب زمانی مورد نظر، به کار گرفته شود.

این در حالی است که نخستین گام در فرآیند پژوهش، شناسایی موضوعات اساسی و قابل استفاده در فعالیت های پژوهشی است.

شاید یکی از مهم ترین مسائل در این راستا، فقدان نظام موثر برای نیازسنجی پژوهشی در زمینه های مختلف باشد. زیرا موضوعات پژوهشی عمدتاً به صورت ذهنی، سلیقه ای و با استفاده از کمیته های تخصصی (با عضویت افراد محدود) بررسی و به عنوان اولویت پژوهشی اعلام می شود.

نخستین گام، سازماندهی ساختار مناسب برای نیازسنجی پژوهشی است. مساله دیگر در این راستا، پس از شناسایی اولویت ها تعریف و تبیین مساله تحقیق است که باید از رویکرد موضوعی که پژوهشگران دانشگاهی به آن می پردازند به رویکرد مساله شناسی یا آسیب شناسی روی آورد.

در گام بعدی باید از طریق شورای مدیران مراکز آموزشی در مناطق آموزش و پرورش کمیته هایی تشکیل شود تا عناوین پژوهشی از طریق مراکز آموزشی به کمیته ها ارجاع و پس از تایید و اولویت بندی به مراکز پژوهشی فرستاده شود. در گام آخر باید با برگزاری دوره های ضمن خدمت در قالب کارگاه های تحقیق و پژوهش برای مدیران و آموزگاران مراکز آموزشی، آنها را با اهمیت و ضرورت مقوله تحقیق و پژوهش در امر تعلیم و تربیت و برنامه ریز آموزشی آشنا کرد و از توانایی آنها در انجام کارهای پژوهشی استفاده نمود.

● راهکارهای توسعه فعالیت های پژوهشی و استفاده مطلوب از یافته های پژوهشی

سفارش تحقیقات از طریق مراکز آموزشی به مراکز پژوهشی برای فعال کردن و تجربه دار شدن مراکز تحقیقاتی

گسترش مراکز پژوهشی و تحقیقاتی و افزایش اعتبارات پژوهشی

افزایش تعرفه های تحقیقاتی

تجدید نظر در برنامه ها و محتوای آموزشی مراکز تربیت معلم برای هدایت دانشجویان به امور پژوهشی

دایر کردن کارگاه های آموزشی در زمینه پژوهش برای مسئولان مراکز آموزشی و معلمان

ایجاد زمینه لازم برای خروج از بروکراسی اداری اجرای پروژه های تحقیقاتی

در نظر گرفتن پاداش مناسب برای طرح هایی که بازدهی واضح و مشخص در زمینه آموزشی و تربیتی داشته باشد

مشخص کردن دستگاه های مسئول برنامه ریزی، اجرا و نظارت در امور تحقیقاتی برای ارتقاء دائمی کیفی و کمی تحقیقات

شناسایی موضوعات اساسی و قابل استفاده در فعالیت های برنامه ریزی درسی و آموزشی

سازماندهی ساختار مناسب برای نیازسنجی پژوهشی

استفاده از رسانه های مختلف برای انتشار و توزیع یافته های تحقیقات به منظور بهره برداری از نتایج پژوهش ها

تشکیل همایش ها و جلسات مشترک برای گزارش پژوهشی به تصمیم گیرندگان و مجریان.

خواندن نظرات شما عزیزان مایه دلگرمی ما می شود

باتشکر از منبع:

http://www.aftabir.com